نوشته‌هاBAexpertگره
منش

همه مشغول‌اند و هیچ اولویتی جلو نمی‌رود

محسن نوروزی ۴ دقیقه خواندن

اولویت‌گذاری بدون حذف، اولویت‌گذاری نیست. سه شکل رایج آن، و پرسشی که در یک جلسه معلوم می‌کند کدامش را دارید.

ظرفیت پر است. هیچ‌کس بیکار نیست. جلسه‌ها برگزار می‌شوند و همه گزارش پیشرفت می‌دهند. و آن سه کاری که قرار بود امسال سازمان را جابه‌جا کنند، هنوز همان جایی هستند که شش ماه پیش بودند.

این وضعیت معمولاً به‌عنوان کمبود منابع تفسیر می‌شود و با استخدام پاسخ داده می‌شود. گاهی درست است. بیشتر اوقات، سازمانی که ظرفیت اضافه می‌کند بدون اینکه چیزی را حذف کند، شش ماه بعد دقیقاً همین‌جا ایستاده — با هزینهٔ بیشتر.

مسئله معمولاً این نیست که اولویت‌ها روشن نیستند. مسئله این است که اولویت‌گذاری انجام نشده.

اولویت‌گذاری یعنی حذف، نه ترتیب

فهرستی از ده کار که شماره‌گذاری شده‌اند، اولویت‌بندی نیست. تا وقتی هر ده تا هم‌زمان جلو می‌روند، شماره‌ها فقط یک نظر هستند.

اولویت‌گذاری وقتی اتفاق افتاده که چیزی متوقف شده باشد. اگر هیچ کاری در سه ماه گذشته متوقف نشده، هیچ اولویتی هم گذاشته نشده — هرچند جلسه‌اش برگزار شده باشد.

اگر نمی‌توانید نام کاری را بگویید که برای این اولویت کنار گذاشته شد، آن اولویت هنوز فقط یک آرزوست.

سه شکل رایج این وضعیت وجود دارد و راه‌حل‌هایشان با هم فرق دارد.

شکل اول: فهرست بسته نمی‌شود

کار تازه اضافه می‌شود و کار قدیمی حذف نمی‌شود. هر مدیری که چیزی را شروع می‌کند، آن را به فهرست اضافه می‌کند؛ هیچ‌کس اختیار یا انگیزهٔ حذف ندارد، چون حذف یعنی گفتن «آنچه فلانی شش ماه رویش کار کرد دیگر مهم نیست».

نتیجه این است که فهرست فقط بلندتر می‌شود و ظرفیت ثابت می‌ماند، پس هر کار سهم کمتری می‌گیرد. هیچ‌کدام متوقف نمی‌شوند و هیچ‌کدام هم تمام نمی‌شوند.

نشانه: فهرست اولویت‌های امسال از فهرست پارسال بلندتر است.

کار: پیش از افزودن هر کار تازه، نام کاری که برایش کنار می‌رود نوشته شود. نه به‌عنوان تشریفات — به‌عنوان شرط شروع.

شکل دوم: اولویت اعلام شده، منابع جابه‌جا نشده

اولویت در جلسه اعلام می‌شود، در ایمیل تکرار می‌شود، روی اسلاید می‌رود. و همان آدم‌ها با همان درصد از وقتشان، همان کارهای قبلی را ادامه می‌دهند.

این شکل خطرناک‌تر از اولی است، چون از بیرون شبیه موفقیت است: اولویت روشن است، همه می‌دانند چیست، و کسی مخالفت نکرده. آنچه عوض نشده، تقویم آدم‌هاست.

نشانه: از سه نفری که روی اولویت اصلی کار می‌کنند بپرسید چند درصد وقتشان صرف آن می‌شود. اگر عدد زیر ۳۰٪ است، آن اولویت اصلی نیست، هر چقدر هم اعلام شده باشد.

کار: اولویت را با درصد وقت اعلام کنید، نه با اسم. «این اولویت اول است» جمله‌ای است که هیچ تقویمی را عوض نمی‌کند؛ «فلانی تا پایان فصل نیمی از وقتش روی این است» جمله‌ای است که عوض می‌کند.

شکل سوم: هیچ‌کدام تاریخ ندارند

کارها با هم رقابت نمی‌کنند چون هیچ‌کدام مهلتی ندارند که رقابت را اجباری کند. همه «امسال» تمام می‌شوند. تا آبان هیچ تعارضی وجود ندارد، و از آذر همه‌شان هم‌زمان فوری می‌شوند.

این شکل معمولاً در سازمان‌هایی دیده می‌شود که تجربهٔ بدی با مهلت‌های غیرواقعی داشته‌اند و واکنش‌شان حذف مهلت بوده. نتیجه‌اش این است که تعارض منابع، به‌جای اینکه در برنامه‌ریزی دیده شود، در اجرا کشف می‌شود.

نشانه: بیشتر کارهای مهم امسال، تاریخ پایانی‌شان فصل آخر است.

کار: برای هر اولویت یک نقطهٔ بازبینی بگذارید، نه یک تاریخ پایان. تفاوتش این است که تاریخ پایان قابل جابه‌جایی است و نقطهٔ بازبینی نیست: در آن تاریخ یا شواهدی از پیشرفت هست یا نیست، و اگر نیست تصمیمی گرفته می‌شود.


پرسشی که در یک جلسه معلوم می‌کند کدامش را دارید

در جلسهٔ بعدی مدیران، یک پرسش بپرسید و منتظر پاسخ بمانید:

«در سه ماه گذشته چه کاری را متوقف کردیم؟»

  • اگر کسی نتوانست چیزی نام ببرد و فهرست هم بلندتر شده — شکل اول.
  • اگر چیزی نام برده شد ولی همان آدم‌ها هنوز رویش وقت می‌گذارند — شکل دوم.
  • اگر پاسخ این بود که «هنوز به تصمیمش نرسیده‌ایم» — شکل سوم.

هیچ‌کدام از این سه با انگیزه دادن یا با یک جلسهٔ هم‌راستایی دیگر حل نمی‌شود. هر سه یک تصمیم لازم دارند که کسی باید بگیرد و بنویسد — و همان تصمیم است که مدت‌هاست به تعویق افتاده، چون گرفتنش یعنی گفتن «نه» به یک نفر مشخص.

همین را تمرین کنید

خواندن یک الگو با تصمیم‌گرفتن در آن فرق دارد. این کیس همان وضعیت را جلوی شما می‌گذارد.

همه مشغولند و اولویت پیش نمی‌رود شروع ›
سرمایه محدود؛ کدام فرصت را انتخاب می‌کنید؟ شروع ›
دو فرصت خوب، یک تیم شروع ›

همین را در سازمان خودتان ببینید

این نوشته یک الگوی عمومی است. آنچه در سازمان شما می‌گذرد از پاسخ‌های خود اعضایش درمی‌آید، نه از یک مقاله.

شروع